پرفکشنیسم (کمال خواهی) چیست؟

■ در روان شناسی بحثی به نام پرفكشنيسم وجود دارد، كه به معنای«کمال خواهی» است، پرفكشنيسم صفتی یا منشی است كه دارنده آن بدنبال “تمام و كامل “همه چيز در زندگی است ؛ اين گونه افراد چون بدنبال كامل و تمام هرچيزند، هرگز از زندگی لذت نمی ‌برند! نه از غذا، نه از تفریح، و نه از……..؛ زيرا هيچگاه چیزی كه در عالم واقع بدان دست می يابند، هرگز منطبق برآنچه كه از كامل آن چيز در ذهنشان است، نمی شود. لذا از زندگی لذت نمی برند (مثلا وقتی غذایی می خورند چون در ذهنشان اين است كه مثلا اين قورمه سبزی همان قورمه سبزی كامل كه در ذهن من است نمی باشد)، لذا من نمی توانم از آن لذت عالی و تام تمامی ببرم.
“پرفكشنيست ها” هميشه روی لذت شماره صد يا صفر متمركز می شوند و لذت های ما بين اينها را اصلا لذت نمی دانند، و چون اكثر لذایذ زندگی بين صفر و صد هستند، لذا اينان از لذات زندگی بهره چندانی نمی برند.
■ يكی از اساتيد تعريف می كرد كه: روزی يك “دانشجوی پرفكشنيست” به من مراجعه كرد و با حالت تندی گفت: من به نمره خود م اعتراض دارم! چرا به من نمره 19/75 داده ايد! به او گفتم چون فلان اشكال را داشتی، و آن دانشجو گفت يا به من بيست بدهيد يا صفر كه بتوانم دوباره امتحان بدهم! زيرا من اصلا نمره كمتر از بيست ندارم، و نمره كمتر از بيست برای من با صفر فرقی ندارد!
■ این افراد به لذت های بين صفر و صد نيز اصلا بهایی نمی‌دهند. اين افراد در تعامل با سايرين نيز مشكل دارند مثلا يك شخص عادی كه پرفكشنيست نيست از يك پرفكشنيست در كوچه ای آدرس خانه ای را می پرسد، فرد پرفكشنيست چون می‌خواهد تمام كارها را تمام و كامل انجام دهد دست آن شخص را می گيرد و بدون اینکه به او آدرس خواسته شده را بگوید، می برد و آن شخص نيز كه يك فرد نرمال است، يك تشكر ساده از او می كند و می رود؛ در اين حال فرد پرفكشنيست كه توقع دارد، ديگران نيز با او تمام و كامل رفتار نمايند، خیلی ناراحت می شود و با خود می گويد: مردم چقدر “عوضی و نمك به حرام” هستند با اينكه من راهنماييی به اين كاملی را برای او انجام دادم اما او اصلا حق مرا بجا نياورد و از من قدردانی نكرد. و لذا روحيه خاصی در مقابل ديگران كه بسيار منفی است پيدا می كنند.
■پرفكشنيست ها بسيار پر توقع هستند (چه در رابطه با ديگران و چه در رابطه با خانواده خود) به طور مثال هديه ای كه به نظر خودشان خیلی عالی است برای همسرشان می‌خرند و در قبال آن انتظار دارند كه همسرشان برای تشكر به پای آنها بيافتد و از خوشحالی در پوست خود نگنجد و در تشكر كردن سنگ تمام بگذارد. اما همسر وی كه يك پرفكشنيست نيست، نمی‌تواند توقع او را برآورده سازد، لذا كم كم از دست همسر خودشان نيز دلخور می‌شوند زيرا با خود می گويند كه او آدم قدر نشناس و نفهمی است، و همين موجب آغاز درگيريهای گسترده بين زن و شوهر ها و خانواده ها مي شود.
■از ديگر ویژگی های افراد پرفكشنيست اينست كه از لذات و خوشبختی های كوچك زندگی محروم هستند چون هميشه چشم به راه خوشبختی ها و موفقيت های بزرگ در زندگی هستند كه شايد هيچگاه از راه نرسد! چون آنچه در ذهن آنهاست با آنچه كه در بيرون تحقق می يابد فاصله زیادی دارد. مثلا افراد عادی عصر جمعه به پارك می روند و يك فلاكس چای و مقداری تنقلات و نان پنير و يا آش با خود به همراه می برند و تا شب هنگام كلی می گويند و می خندند و احساس خوشبختی و رضايت و لو كوچك می كنند و اعتقاد دارند كه خوشبختی در زندگی همين چيزهاي كوچك است كه وقتی در كنار هم جمع می شوند به احساس رضايت کلی از زندگی منجر می شود. اما يك پرفكشنيست تفكر يا همه و يا هيچ و صد يا صفر را دارد، لذا اصلا به خوشبختی های كوچك توجه نمی كند و اصلا آنها را خوشبختی نمی داند، لذا هميشه از روال زندگی ناراضی است و ناراضی هم می ماند زيرا هرگز آنچه از خوشبختی تام و تمام در ذهن اوست تحقق نمی يابد لذا فرد پرفكشنيست كم كم دچار ياس و افسردگی می شود و فكر می كند در حق او كم لطفی شده است ،زيرا آنچه را كه می خواسته به وی داده نشده است.
■ اگر اين افراد سبك زندگي خود را عوض نمايند و “عينك پرفكشنيسم” را از چشم بردارند دنيا را بسيار زيبا خواهند ديد و طعم لذائذ و خوشبختی های زندگی را خواهند چشيد.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *